با تشکر از برنامه خوب تون فقط تایمش رو بیشتر کنین + بعدا نوشت

در خانه نشسته بودیم که! یهو دیدیم اااع صندلی چه باحال تکون میخوره خوش و خرم داشتیم لذت میبردیم از تکون که دیدیم میگن زلزله است! ما که حال نداشتیم بریم بیرون! نه فقط من و خاله ریزه که هیچ کس تو کوچه ما نرفته وسط خیابون آواره کنه خودش رو
خلاصه که زلزله خوبی بود فقط تایمشو بیشتر کنین دوست داشتم مدل حرکت صندلیم رو!

بعدا نوشت : تازه اصلا همین یکم پیش عاشقش شدم وقتی که رفیق جان حرفایی زد که عمرا فکرشم نمیکردم بگه یه روزی!... 
  • ماهی کوچولو

یلدای همگی مبارک

به ما که می رسد
شب کوتاه می شود
از ما که می گذرد
یلدا می شود...
من و تو با این شب چه کنیم؟

تلویزیون مرتبا تکرار میکنه شب یلدا موبایل هاتون رو بذارین کنار برای خانواده باشین. درک نمیکنن اونی که میخوایم یلدا پیش ما باشه نیست و نه تنها پیش ما نیست که تنهاست نمیشه گذاشت کنار این موبایل مسخره رو چون یه آدم خیلی مهم توشه

دعا کنین سال دیگه یلدا همه کنار فرد یا افرادی که دوست دارن باشن کسی تنها نمونه شب یلدا رو کسی بیمارستان نباشه غم نداشته باشه هیچ کس و کلا همه جا شادی باشه عشق باشه و آرامش 
  • ماهی کوچولو

عربده کشی نکنیم

هر کس هر چی میگه ژست من خیلی دانای کلم میگیره و شروع میکنه با چندش آورترین لحن ممکن و حالت عربده کشی سخنرانی کردن وقتیم کلافه میشی جیغ زنان و هر چه لیاقت خودشه گویان میذاره میره خدایا مرگ بده که خودش نجات از دست این ملعون کثیف و رذله...
  • ماهی کوچولو

سه بعلاوه ی یک خل و چل !

امروز خیلی روز عالی ای بود خیلی زیاد انقد خندیدیم که حد نداره ! با تشکر از پسرک مهربون و بامزه ای که توی کافه رستوران نزدیک دانشگاه مون کار میکنه ! حالا چرا ؟ چون اگه نبود ما رسما خراب کرده بودیم امروز رو
یکم دی تولد فاطمه پ هستش و قرار بود من و مریم د و حنا جان (حنا نیست اسمش به اسم اینستاش نوشتم) براش غالفگیرانه طور تولد بگیریم فقط یه مشکلی بود اونم اینکه نمی اومد کافه باید بهانه جور میکردیم دیگه چه بهانه ای بهتر از این که بچه ها منو شوهر دادن رفت ! تازه پامم خوب شده ماشینم که میبرم به همه ی این دلایل بالاخره بعد کلاس راضی شد بیاد ولی خب میدونین دیگه دیر بود ! ما کیک نخریده بودیم چون گفتیم نمیاد و مجبوریم کیک بخریم بریم نمازخونه ولی یهویی بعد کلاس گفت میاد و ما موندیم که ددم وای ! 
خلاصه اول گفتیم بریم اونی که نزدیک تره و اون سریم بهش معترض شدیم که این سری پاستاتون چرب بود گفت تخفیف جزیی میدم بهتون کلا پول نگرفت! که من به بهانه ی دستشویی برم بهشون ندا بدم که آهنگ تولد بذارن حداقل بعد حنا معترض گونه و خیلی بامزه طور گفت نه بریم یه جای جدید من و مریمم دیدیم خب یه جای دیگه هست که رفتیم و میدونیم منوی کافه داریم پس پیش به سوی اونجا !
رسیدیم کافه کیفم رو دادم به مریم د که مثلا برم دستشویی حنا هم اومد که مثلا کمکم کنه و چادرم رو بگیره رفتیم به گارسون گفتیم ما میخواستیم تولد بگیریم ولی اینجوری شد و اینا شما کیک کامل دارین؟ شمع هم نداریم میخواستیم از قنادی بخریم ما که گفت نگران نباشین میخریم براتون و خلاصه ما نشستیم و من میدیدیم این آقاهه هی ویژی میدوه این ور میدوه اون ور کیک و شمع و اینا خریدن برامون ! و وقتی سفارش دادیم بهشون رفت و چند دقیقه ی بعد آهنگ گذاشتن و کیک رو آورد قیافه فاطمه دیدنی بود 
خلاصه که بعد ده روز برنامه ریزی و گروه زدن و بحث و تبادل نظر و در نظر گرفتن احتمالات ! آخرشم یهویی ترین شکل ممکن شد تولدمون ! ولی جاتون خالی عالی بود و خوشحالم که مریم و حنا نتونستن من رو اغفال کنن و امروز برای فاطمه تولد گرفتیم چون واقعا خوشحال شد 
بعدشم که دیر رسیدیم و دیر نرسیدیم قبل استاد رسیدیم پس دیر نرسیدیم ولی مجبور شدیم تو بدترین نقطه کلاس بشینیم پس دیر رسیدیم ولی خب خوب بود سرکلاسم با مریم مسابقه گذاشته بودیم سر بازی 2048 ! جالبه اون وسطا درسم جواب میدادیم اینم از مزایای دختر بودن و توان انجام چندتا کار باهم دیگه !
  • ماهی کوچولو

غلط کردم برای همین مواقع است دیگه

صحبت سر این بود که یه نفر برای درمان بیرون روی به آقای پدر مربای به و کته میداده بعد عمه میگفت که نه بابا تلویزیون گفت به جزو ملین هاست و قرار شد من سرچ کنم بعد هنوز پیج رو باز نکرده دیدم نوشته به ملین قوی ای هستش بعد یهو به بابا گفتم اونی که بهت به میداده بیشعور بوده خیلی یهو گفت مامانی بوده (مادر پدرم) منو میگی؟ همون حس مهران مدیری رو داشتم بعد تمسخر حمید هیراد ! خدایی از اول مشخص کنین آدم اینجوری خیط نشه دیگه 
  • ماهی کوچولو

امیدوارم خوش خط بنویسن

دیشب یکی ناراحتم کرد و ادب به خرج دادم سکوت کردم ولی تا صبح گریه کردم... صبح دیدم اصلا نمیتونم بلند شم برم دانشگاه! همونجا به چندتا از دخترا و آقای نماینده پیام دادم امروز نمیام خوش خط و کامل بنویسید جزوه تون رو میخوام آقای نماینده که قول داد همه سعیش رو بکنه اصلا به خوش خطی و رنگی رنگی ای من بنویسه یعنی خنده ام گرفت که من هر سری این جزوه خواست گفتم ببخشید چرک نویسمه هنوز پاکنویس نکردم و هر سری میگفت واقعا این چرکنویسه؟ شد دومین غیبت این ترمم البته غیبت قبلی بخاطر این بود که میخواستم کنفرانس عباسی لعنت الله علیه رو برای بار هشتم مرور کنم !
این دوستم (خانوم گوینده) از بچه های دانشگاهیه و حالا قراره یکی دیگه از بچه هام بیاد بنویسه خلاصه مدل شبکه های نت ورکی دارم وبلاگ رو خیلی زیرپوستی و شبکه ای تبلیغ میکنم ! از اثرات کار کردن در شرکت های نت ورک مارکتینگ ! فقط حیف گفتن که پولش حرام اندر حرام است ! و الا من جزو کسایی بودم که بسیار راضی بودم در مورد درآمد تو دو هفته بدون انجام کار خاصی سه تومن در بیاری خیلی خوبه خدایی ولی گفتن حرام است مگر اینکه شبکه ای کار نکنی ! سود زیر شاخه نگیری ! که خب عملا بی ارزش میشد و در آمدش کم و بیخیالش شدم و الا الان مثلا من می اومدم تک تک تون رو قانع میکردم میبردم بیز ! حتی شهرستانیا رو ، شبکه ی من به تبریز و خرم آباد هم رسیده بود که ترکوندم حسابم رو و همه اش یکباره رفت برای بالاییم و خوش به حالش شد.
  • ماهی کوچولو

خواب راحتم آرزوست

شبا نمیخوابه و هی آنلاین آفلاین میشه و من تا جایی که بتونم نمیخوابم هر جام خوابم بگیره موبایلم رو میذارم رو حالت مزاحم نشوید و الا خود دانید به استثنای رفیق جان و ساعت کوفتی که صبح بیدار شم بعد چون خوابم سنگین میشه بخاطر قرصی که میخورم مجبورم موبایلم رو وصل کنم به بلند گو! صدای آنلاین و آفلاینش رو هم یه چیز وحشتناکی مثل شیشه شکستن یا صدای دارکوب بذارم ویبره رو بذارم رو نهایت از موبوگرام هم خارج نشم که بیدار شم اگه آنلاین و آفلاین شد و خب بعضی وقتا خواب بهم حروم میشه چون بیدار شدن بخاطر بیدار شدنش یه بحثه غصه ی دلیل بیداریش یه بحثه اینکه هیچ کاری ازم برنمیاد بدترین غصه ی شبای بی خوابیش میشه دعا کنین راحت بخوابه که بتونم راحت بخوابم و هر چند شب یه بار نشینم غصه بخورم و تپش قلب بگیرم بخاطر از خواب پریدن یهویی و گرنه همین روزاست تو دانشگاه یکی رو بکشم مثلا عباسی عزیز دل رو 


  • ماهی کوچولو

شانزدهمین عکس سه در چهار

1. دیروز و پریروز برای اولین بار پشت ماشین اتوماتی جز ماشین اتوماتی که دوره ی رانندگی باهاش دیده بودم نشستم ! بخاطر فاصله ای که افتاده بود کلا یادم رفته بود رانندگی با ماشین اتوماتی که ویژه ی من باشه چطوریه! دیگه شاید شمام کوبیدن اشتباهی پاتون به نیت کلاژ رو تجربه کرده باشین حالا من علاوه بر اون بخاطر تغییر کلی جای پدال پای راستم چند بار فنا رفت اومدم گاز بدم پام تق خورد به یه فلز کجکی که گاز سمت راست رو کور کرده و چند بار هم یادم رفت ماشین اتوماتیکه و خواستم کلاژ بگیرم بعد خب من به این نیت میخواستم کلاژ بگیرم که ترمز کنم چشمتون روز بد نبینه گاز رو منتقل کردن سمت چپ و یهو گاز میدادم جای ترمز ! فقط خدا رو شکر تو شلوغی انقلاب کسی رو زیر نکردم خدا کنه سریعتر عادت کنم تا پام کامل داغون نشده و کسی رو نکشتم
2. سر همین اشتباه پام دوباره یکم درد گرفت و نشد که بشه امروز برم کرج دیدن دوست فضاییم دیشب به رفیق جان میگم میخواستم برم کرج نمیشه برم میگه بهتر اصلا برای چی میخواستی بری؟ میگم دیدن دوستم میگه بگو اون بیاد میگم چه فرقی داره؟ میگه خب اون که پاش درد نمیکنه دیدم حرفش منطقیه ولی خب ما میخواستیم بریم باغ اونا ما که باغ نداریم !
3. اون پست موقت موقتا ثابت رو با گریه نوشتم ولی الان فقط میتونم بگم اصلا دعاش نکنین آقا اصلا بمیره به من چه که نگران همه میشم ! وقتی خودش نمیخواد نمیتونم بهش التماس کنم که اصلا بره بمیره ! 
4. یه دیکشنری آنلاین یا ترجیحا نرم افزار موبایلی تخصصی برای درس بیولوژی و انگل شناسی میشه معرفی کنین؟ تو تلفظات خیلی مشکل دارم 
  • ماهی کوچولو

معرفی

اهم اهم صدا میاد؟! یکی از دوستان جان وبلاگ درست کرده گفته معرفیش کنم ! 
بچه ها ، خانوم گوینده ، خانوم گوینده ، بچه ها !
فقط چون به نت و کامپیوتر همیشه دسترسی نداره احتمالا بشه ستاره ی سهیل ! چون مجبوره وقتایی که پیش منه آپدیت کنه !
  • ماهی کوچولو

معتاد شکست خورده

معتاد شکست خورده ای هستم که میخواستم دو هفته ای ترک مواد کنم ولی نتونستم و فقط نه روز دووم آوردم و دیشب معترض شدم به شرایط و دوباره شروع کردم به مصرف مواد و رسیدن به نعشگی و در اومدن از حالت سیم کشی شدن بدن و پشت بندش روح از تنم خارج شد و رفت خارج از اتاق حتی خارج از جو زمین و منظومه شمسی در این حد روح از تنم خارج شد خلاصه که نشد آقا نشد و نتونستم از وابستگیم به رفیق جان کم کنم هر چند که غلطه چون خیر سرمون قراره تصمیمات منطقی بگیریم !
دیشب حین فضانوردی بعد مصرف مواد مخدری به اسم رفیق جان! داشتم به این آهنگ گوش میکردم خیلی قشنگ و دوست داشتنی بود برام شما هم گوش بدین گمونم خوش تون بیاد

 

  • ماهی کوچولو

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan