امیدوارم خوش خط بنویسن

دیشب یکی ناراحتم کرد و ادب به خرج دادم سکوت کردم ولی تا صبح گریه کردم... صبح دیدم اصلا نمیتونم بلند شم برم دانشگاه! همونجا به چندتا از دخترا و آقای نماینده پیام دادم امروز نمیام خوش خط و کامل بنویسید جزوه تون رو میخوام آقای نماینده که قول داد همه سعیش رو بکنه اصلا به خوش خطی و رنگی رنگی ای من بنویسه یعنی خنده ام گرفت که من هر سری این جزوه خواست گفتم ببخشید چرک نویسمه هنوز پاکنویس نکردم و هر سری میگفت واقعا این چرکنویسه؟ شد دومین غیبت این ترمم البته غیبت قبلی بخاطر این بود که میخواستم کنفرانس عباسی لعنت الله علیه رو برای بار هشتم مرور کنم !
این دوستم (خانوم گوینده) از بچه های دانشگاهیه و حالا قراره یکی دیگه از بچه هام بیاد بنویسه خلاصه مدل شبکه های نت ورکی دارم وبلاگ رو خیلی زیرپوستی و شبکه ای تبلیغ میکنم ! از اثرات کار کردن در شرکت های نت ورک مارکتینگ ! فقط حیف گفتن که پولش حرام اندر حرام است ! و الا من جزو کسایی بودم که بسیار راضی بودم در مورد درآمد تو دو هفته بدون انجام کار خاصی سه تومن در بیاری خیلی خوبه خدایی ولی گفتن حرام است مگر اینکه شبکه ای کار نکنی ! سود زیر شاخه نگیری ! که خب عملا بی ارزش میشد و در آمدش کم و بیخیالش شدم و الا الان مثلا من می اومدم تک تک تون رو قانع میکردم میبردم بیز ! حتی شهرستانیا رو ، شبکه ی من به تبریز و خرم آباد هم رسیده بود که ترکوندم حسابم رو و همه اش یکباره رفت برای بالاییم و خوش به حالش شد.
  • ماهی کوچولو

خواب راحتم آرزوست

شبا نمیخوابه و هی آنلاین آفلاین میشه و من تا جایی که بتونم نمیخوابم هر جام خوابم بگیره موبایلم رو میذارم رو حالت مزاحم نشوید و الا خود دانید به استثنای رفیق جان و ساعت کوفتی که صبح بیدار شم بعد چون خوابم سنگین میشه بخاطر قرصی که میخورم مجبورم موبایلم رو وصل کنم به بلند گو! صدای آنلاین و آفلاینش رو هم یه چیز وحشتناکی مثل شیشه شکستن یا صدای دارکوب بذارم ویبره رو بذارم رو نهایت از موبوگرام هم خارج نشم که بیدار شم اگه آنلاین و آفلاین شد و خب بعضی وقتا خواب بهم حروم میشه چون بیدار شدن بخاطر بیدار شدنش یه بحثه غصه ی دلیل بیداریش یه بحثه اینکه هیچ کاری ازم برنمیاد بدترین غصه ی شبای بی خوابیش میشه دعا کنین راحت بخوابه که بتونم راحت بخوابم و هر چند شب یه بار نشینم غصه بخورم و تپش قلب بگیرم بخاطر از خواب پریدن یهویی و گرنه همین روزاست تو دانشگاه یکی رو بکشم مثلا عباسی عزیز دل رو 


  • ماهی کوچولو

شانزدهمین عکس سه در چهار

1. دیروز و پریروز برای اولین بار پشت ماشین اتوماتی جز ماشین اتوماتی که دوره ی رانندگی باهاش دیده بودم نشستم ! بخاطر فاصله ای که افتاده بود کلا یادم رفته بود رانندگی با ماشین اتوماتی که ویژه ی من باشه چطوریه! دیگه شاید شمام کوبیدن اشتباهی پاتون به نیت کلاژ رو تجربه کرده باشین حالا من علاوه بر اون بخاطر تغییر کلی جای پدال پای راستم چند بار فنا رفت اومدم گاز بدم پام تق خورد به یه فلز کجکی که گاز سمت راست رو کور کرده و چند بار هم یادم رفت ماشین اتوماتیکه و خواستم کلاژ بگیرم بعد خب من به این نیت میخواستم کلاژ بگیرم که ترمز کنم چشمتون روز بد نبینه گاز رو منتقل کردن سمت چپ و یهو گاز میدادم جای ترمز ! فقط خدا رو شکر تو شلوغی انقلاب کسی رو زیر نکردم خدا کنه سریعتر عادت کنم تا پام کامل داغون نشده و کسی رو نکشتم
2. سر همین اشتباه پام دوباره یکم درد گرفت و نشد که بشه امروز برم کرج دیدن دوست فضاییم دیشب به رفیق جان میگم میخواستم برم کرج نمیشه برم میگه بهتر اصلا برای چی میخواستی بری؟ میگم دیدن دوستم میگه بگو اون بیاد میگم چه فرقی داره؟ میگه خب اون که پاش درد نمیکنه دیدم حرفش منطقیه ولی خب ما میخواستیم بریم باغ اونا ما که باغ نداریم !
3. اون پست موقت موقتا ثابت رو با گریه نوشتم ولی الان فقط میتونم بگم اصلا دعاش نکنین آقا اصلا بمیره به من چه که نگران همه میشم ! وقتی خودش نمیخواد نمیتونم بهش التماس کنم که اصلا بره بمیره ! 
4. یه دیکشنری آنلاین یا ترجیحا نرم افزار موبایلی تخصصی برای درس بیولوژی و انگل شناسی میشه معرفی کنین؟ تو تلفظات خیلی مشکل دارم 
  • ماهی کوچولو

معرفی

اهم اهم صدا میاد؟! یکی از دوستان جان وبلاگ درست کرده گفته معرفیش کنم ! 
بچه ها ، خانوم گوینده ، خانوم گوینده ، بچه ها !
فقط چون به نت و کامپیوتر همیشه دسترسی نداره احتمالا بشه ستاره ی سهیل ! چون مجبوره وقتایی که پیش منه آپدیت کنه !
  • ماهی کوچولو

معتاد شکست خورده

معتاد شکست خورده ای هستم که میخواستم دو هفته ای ترک مواد کنم ولی نتونستم و فقط نه روز دووم آوردم و دیشب معترض شدم به شرایط و دوباره شروع کردم به مصرف مواد و رسیدن به نعشگی و در اومدن از حالت سیم کشی شدن بدن و پشت بندش روح از تنم خارج شد و رفت خارج از اتاق حتی خارج از جو زمین و منظومه شمسی در این حد روح از تنم خارج شد خلاصه که نشد آقا نشد و نتونستم از وابستگیم به رفیق جان کم کنم هر چند که غلطه چون خیر سرمون قراره تصمیمات منطقی بگیریم !
دیشب حین فضانوردی بعد مصرف مواد مخدری به اسم رفیق جان! داشتم به این آهنگ گوش میکردم خیلی قشنگ و دوست داشتنی بود برام شما هم گوش بدین گمونم خوش تون بیاد

 

  • ماهی کوچولو

مردم من از دست شما !

از دست یکسری دوستان ذوق مرگ شدم بنده خدا بیامرزتم 
اولیش مریم د که کلا منو سر ذوق میاره حالا گاهی کار خاصیم نمیکنه ها ولی اصلا منو سر ذوق میاره نافرم
دومیش بری بری جان یا همون فضایی عزیزم که افسوس و صد افسوس قابل انتشار نیست حرفاش و حرفام فقط میتونم بگم خل و چل ترین دوستم شاید همین فضایی جان باشه اگه این نباشه یقینا یکی از بلاگرهاست که اسم نمیبرم چون همه فکر میکنن پسره ولی دختر می باشد و دارای دو فرزند خیلی دوست داشتنی که میمیرم براشون البته از دور خیلی دور و خدا واقعا صبرش بده با این وروجک هاش مورد ذکر شده رو خاله ریزه هم بشدت دوست داره و تنها دوست مذهبیمه که قبول داره البته خاله ریزه جان لطف کردن به عنوان یه آدم مذهبی واقعی یه نفر دیگه رو هم قبول کردن 
امروز سر درس جانوری ادامه ی انگل ها رو درس داد استاد جان بعد خاله ریزه گفت میشه ببینم عکس این ها رو؟ سر اولین بیماری به این نتیجه رسید شب کابوس میبینه و چرا واقعا چرا من تغییر رشته دادم و کامپیوتر و یا مهندسی کشاورزی یا پلیمر نخوندم که البته جوابش رو از برق چشمام گرفت هر چقدر اوشون بدش میاد من دوست شون دارم فقط لطف کنن همکاری کنن اسامی شون رو آسون کنن متشکر میشم ! 
بیچاره مونا! به خاطر اینکه یکی از انگل هایی که بیماری فوق العاده وحشتناکی ایجاد میکنن توی راسته ی پروتومونادینا هستش اسم مونا رو میشنوم یاد این بیماری میفتم!
+ باید سعی کنم پست هام رو با رعایت قواعد نگارشی بنویسم تمرین باشه برای امتحانم امشب که حسش رو نداشتم ! ان شاء الله حسش بیاد و صفر نشم ویرایش جان رو
  • ماهی کوچولو

مرسی واقعا + بعدا نوشت

من از هر چی شانس نیاورده باشم از دوستای مجازی خصوصا بلاگر خیلی شانس آوردم مرسی هستین خصوصا چندتایی تون؛ مثل حریر و صبا و پری و هلما و یکی که گفته نگم ریا نشه! مرسی هستین
بعدا نوشت : یعنی عاشق کنجکاوی تونم! و چقدر جذاب که همه گیر دادین به هولدن! هولدن نیست بود اسم میگفتم دیگه مگه قبلا نگفتم؟! 
  • ماهی کوچولو

دلم برای عصبانی شدنش تنگ شده

یکی بود تو بلاگفا خیلی از دست من حرص میخورد خیلی وقتها از سوتی هام می‌نوشتم و تا میخوند زنگ میزد دعوام می‌کرد خیلی وقته کسی انقد رو سوتی دادن هام حساس نشده و خیلی وقته اون دیگه خوب نیست سرخوش نیست و حواسش نیست به سوتی های من... دلم برای گذشته های نه چندان دور خیلی تنگ شده... 
  • ماهی کوچولو

اگه سکته کردم

اگه سکته کردم بدونین ناشی از فشار عصبی کلاسای عباسی، رفتارهای عجیب و غریب بابا، جیغ های خاله ریزه و صد البته دلیل اصلی حال الان رفیق جان و ترک اعتیاد (بازم زیر سر رفیق جان! ترک وابستگی به همین شخص) بوده، بعد وجدانا نامه هام قشنگ قسمت بندی دارن معلومه تو قسمت جداسازی نوشتم برای خدا برای عمو برای رفیق جان برای بابا برای مامان و شکایات از همه ی عالم اون آخری رو با خودم دفن کنین نامه ها رو بدین دست صاحبانش و دیگه اینکه وبلاگ نویسی رو فراموش نکنین بعضی‌هاتونم که اسم نمی برم سریعتر پست بدین فکر فضول جماعتی که خوندن داستان دنباله دار براشون سخته بخاطر فضولی باشین! همینا برین سر کاراتون
آهان دیگه هم منو دعوا نکنین که بی خود کردی و فلان بعد مرگم میام حسابتون رو میرسم ها روح خبیث میشم میام سراغ تون دیگه واقعا همینا 
  • ماهی کوچولو

فکر نمیکردم انقد معتاد باشم

قراره یه مدتی یک کاری رو که روزانه انجام میدادم انجام ندم! فکر نمیکردم انقد معتاد باشم و پرخاشگر شم! خدا لعنت کنه وابستگی رو حالا به هر چی! میخواد آدم باشه میخواد ماده مخدر باشه میخواد وابستگی به هوا و آب و غذا برای ادامه حیات باشه ... کاش میشد به هیچی وابسته نبود حتی به خدا و هوا
  • ماهی کوچولو

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan