میخوام برگردم!

دلم برای وب قبلیم تنگ شده درسته یکسری اعصاب خردی خاص خودش رو داشت ولی باهاش بیشتر انس داشتم شاید مسخره باشه ولی واقعا اینطوریه! برای همین میخوام اینجا رو همینطوری بذارم بمونه و برگردم به آدرس قبلی و هویت قبلی همون جا بنویسم

دوستانی که دارین بهم بد و بیراه میگین! خودتونین!

من یک دختر مسلمانم
  • ماهی کوچولو

ای بمیری

نمره های شیمی اومد کل کلاس! دنبال بازی نهنگ آبی میگردیم بدیم استاد بازی کنه بعد هم خودمون بازی کنیم و ننگ نمره شیمی تحمل نکنیم!...
هیچ کس حتی پانزده نشده و نود درصد افتادیم من جمله من! خوبه امتحان آبکی و آسون بود واقعا!!! موندم چطوری تصحیح کرده واقعا؟ مگه میشه آخه؟

در حد شکست عشقی داغون شدم اصلا!
  • ماهی کوچولو

بالاخره تموم شد هر چند فاجعه ساز بود

بالاخره میشه یه دو هفته ای نفس بکشم و برای این دو هفته کیش و قشم و شیراز بلکه هم شاید اصفهان تو دستور کار خاله ریزه است برای سفر و جایزه ی من برای این ترم خدا زیاد کنه از این خاله ریزه ها! البته شاید نرم به دلیل اینکه زیرا من دلم جای دیگه ای تو شهر دیگه ای گیر کرده و خاله ریزه میدونه ولی خب معتقده که نخیرم نباید بری رو دل میکنه! 
امتحاناتی که گذشت جانوری و گیاهی بود جانوری رو یقینا بیست میشم و تنها فرد خندان من و مریم د بودیم که عــــــــــالی امتحان دادیم بقیه همه داغان شده بودن اما گیاهی هم حجم زیادش بود هم من انقدر حال روحیم بد بود که مطلقا نخوندم و با وجود اینکه امتحانش بی نهایت آسون بود شاید فقط پاس شم شاید حتی پاس هم نشم ولی فدای سرم ! خانواده جان هم قبول کردن که ترم یکی حالا نمره داغان هم بگیرم ! چون دیدن تلاشم رو کردم البته بجز شب امتحان گیاهی! که خواستم و نشد یعنی نتونستم بنده خدا شقایق هم پا به پای من نشست غصه خورد و دیگه ان شاء الله استاد جان نمره کلاسی بده بذار رو نمره کل برگه مون چون تستی بود و نمیشه گفت خوب تصحیح کنه
به هر حــــــــــال حس رهایی بعد از امتحان خیلی خوبه !
  • ماهی کوچولو

کاش من پیش مرگ تون میشدم + رمز رو فقط به کسایی که بشناسم میدم!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ماهی کوچولو

حرف های خفه شده ی دلم

قبلا که رفیق جان کمتر دوستم داشت دست و پاش رو کمتر گم میکرد و بهتر میتونست آرومم کنه جدیدا کم مونده بشینه باهام گریه کنه ! و این اصلا خوب نیست البته خیلی هم بد نیست چون باعث میشه زود خوب شم چون دوست ندارم گریه کنه ولـــــــی من مدل قدیمش و مدل آنه رو دوست تر دارم با شیطنت و شوخی ...
یکی از بلاگرها یک پستی نوشته بود و نظری دادم و جوابی داد! که خیلی ها گفتن بهم و من قبولش ندارم بخاطر شبای مشابه امشب و دیشب و پریشب و پس پریشب و شب های قبلتر! من شاید بتونم تا حدی غم و غصه رو از خودم دور کنم ولی دائمی نیست و هر شب باید سرک بکشه تو مغز و زندگی من هر شب به شکلی یک شب با دلتنگی برای خودم! یک شب برای اینکه خسته شدم از امتحانات پی در پی زندگی جان یک شبایی هم بخاطر بقیه! مثلا بخاطر جوونی که تازه فوت شده یا رفیق جانی که با من نشسته بد شده تو یه چیزایی!
بهم میگه انقد مظلوم نباش! نمیدونه من مظلوم نیستم خودش ظالمه و من عــــــــــاشــــــــــق
  • ماهی کوچولو

همیشه استثناهایی وجود دارن

من همیشه با قاطعیت میگفتم همه ی دهه هشتادیا گودزیلان و عمرا آبم باهاشون تو یه جوب بره، اصلا تصورشم نمیکردم یه روزی یه دهه هشتادی انقدر برام جذاب و دوست داشتنی بشه که بشه گفت یکی از دوستای خوبم شده یکی که با شیطنت خاص خودش با مهربونی خاص خودش همیشه حالم رو خوب میکنه در کمترین زمان ممکن و خب جا داره از این مورد بسیار استثنایی دهه هشتاد تشکر کنم و بگم مرسی که هستی آنه ی مهربونم
+
هر چقدرم بد باشم یه عروسک پشمالوی بنفش رنگ یقینا حالمو خوب میکنه ! باید میدیدین که یه آدم عبوس و بی حوصله چطوری برای یه عروسک جغد بنفش ذوق کرده و وسط خیابون جیغ همرنگ عروسک میکشه که واااای چقدر این نازه و البته همون موقع هم داره به این فکر میکنه که کاش آدرس شباهنگ رو داشتم برای اونم میگرفتم یعنی یه جوری علاقه ی شباهنگ به جغد و عدد چهار در من نفوذ کرده که امکان نداره با یکی از اینا برخورد کنم یادش نیفتم ! لطفا اگه از چیزی خوش تون میاد به همین شدت بخواینش با تشکر
ببینید چقدر خنگ با مزه ایه 

  • ماهی کوچولو

کاپ قهرمانی منو بدین برم کار دارم! + بعدا نوشت

بی اغراق میگم از ساعت یک دارم دنبال اسپلینگ اسپنوژیست و آموسیت میگردم بعد از کلی تلاش فهمیدم اون آموسیت نیست آمیبوسیت درستشه انقد بدخط نوشتم معلوم نیست و الانم فهمیدم که اسپنژیست نیست اسپونژوسیت بوده ! لعنت آمون به بدخطی و تند تند جزوه نوشتن !
و لعنت آمون و آتون و چه و چه! به هر چی اسفنج مسخره است ! چقدر کلماتش سخته این قسمت ... [جیغ زنان مویه کنان وبلاگ را ترک میکند]
+ البته حس قهرمانی شدیدی هم دارم الان... یادم رفت بگم اینو !
بعدا نوشت: لوفوسیتم نداریم انگاری ! اگه کسی درستش رو میدونه ثواب داره بگه
  • ماهی کوچولو

از هیچ کس هیچ چیز بعید نیست

من شیمیم خوبه خدایی ولی از اول سال سر کلاس شیمی داشتم حرص میخوردم بخاطر رفتار استادش و بارها باهاش دعوام شده بود و استرس امتحان پایان ترمش رو داشتم با اینکه ترم بالایی ها میگفتن نترس بابا خوب امتحان میگیره و خوب نمره میده امتحان پایانی رو! خلاصه اینکه امروز امتحانش بود و دیدم راست میگفتنا! چقدر آبکی ! چقدر آسون اصلا یه چیزی میگم یه چیزی می شنویدها ! خلاصه که شاید ترم دیگه ام اگه شیمی دو بگیره باهاش شیمی 2 بگیرم ! انقدر که مزه داد امتحانش !
  • ماهی کوچولو

فکر کرده خیلی شاخه

استاد عزیز یه جوری سوال داده بودن که بگن شاخن از 8 تا سوالش 4 تاشو ندیده بودم اصلا ! منم بهشون جوابایی دادم که ندیده باشه اصلا !
موقع خروج از کلاس یه نگاه به همکلاسیا کردم دختر و پسر مثل موجود نازنین و زحمت کش گوش مخملی در گل گیر کرده ای داشتن به برگه نگاه میکردن ! دلم برای نماینده مظلوم کلاس مون سوخت واقعا ! میخواستم برم بزنم رو شونه اش بگم غصه نخور پسر همه دورهمی ترم دیگه پاسش میکنیم البته با مرساق نه این دیوانه ی دوست داشتنی میدونین یه جوریه نمیشه دوستش نداشت استاد جان رو با اینکه اثبات کرد خیلی بدجنسه
  • ماهی کوچولو

آیس پک

یه بنده خدایی رو کچلش کردم انقد ازش سوال فیزیک پرسیدم و دستش درد نکنه که با صبر و حوصله ی مثال زدنی همه رو توضیح داد بهم و قراره وقتی نمره فیزیکم اومد آیس پک بگیرم براش! معلم خصوصی کم خرجی واقعا !
  • ماهی کوچولو

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan