دوستان نذاشتن و الا خونش حلال بود لعنتی !

امروز من و چند تا از دوستان گرامی به اجبار خانواده ها رفتیم دانشگاه ، من خودم که امروز با اشک و آه رفتم چون هنوزم خوابم می اومد ! بعد دم دمای اذان صبح با صدای گله ی گاو بیدار شدم نگو یادم رفته موبایلم بذارم روی سایلنت! البته شکر خدا هیچ نرم افزاری به جز تلگرام اجازه ی اعلان دادن نداره تو موبایل من و از کل تلگرام فقط و فقط پیام های رفیق جان تحت هر شرایطی صدا و ویبره داره و گرنه سر صبحی دستم به خون آلوده میشد ! یه سری وقتی اوشون بیدار شد نماز بخونه بیدار شدم که خب خیلی زودتر از بیداری منه من میذارم نماز صبحم ته دیگ شه چندباری هم فرشته های مسئول ثبت اعمال درخواست ویدیو چک دادن معلوم شه نمازم قضا شده یا نه ! بعدش خوابیدم ساعت خودم هی زنگ زنگ زنگ آخر قاطی کردم کلا آفش کردم گفتم نمیرم که ساعت شش و ربع بابام اومد گفت دخترم نمیری دانشگاه؟ دیگه دیدم بابام بیدار شده بخاطرم گفتم چرا چرا و بیدار شدم طفلک میز صبحانه رو هم چید و هول هولکی خوردم و من رو برد دانشگاه
سر کلاس دیدم چقدر کمیم ما و قرار شد بپیچونیم اون موقع هنوز آقای بوووق نیومده بود و ما همه رفتیم پایین و تو سلف داشتیم با یکی از دخترا که دلش راضی نبود چونه میزدیم که ببین آقای فلانی هم با همه ی معصومیت و مثبت بودنش اومد بیرون و رفت نشست سلف پسرا همینجوری حرف میزدیم و حواس مون بود که کسی نره بالا و هر کس میرفت صداش میزدیم 
که آقای بوووق اومد و گوش نداد و رفت همه مونم لو داد نامرد! انقدر از دستش عصبانی شده بودم میخواستم برم بگیرم بزنمش جوری که هم نتونه دیگه به عنوان پسر بیاد دانشگاه هم دیگه بابا نشه ! نمیدونین چقدر عصبانی بودم اگه چندتا از دوستان جلومو نمیگرفتن میرفتم بزنم خاکشیرش کنم میمون زشت رو هنوزم معتقدم باید زدش ! این همونی میمونی هم هست که بخاطرش من رفتم با استاد شیمی دعوا کردم درسته حالا استاد شیمی مون واکنش بدی نداد اما بازم ! میخواستم خفه اش کنم اگه میدونستم انقد آدم بوووقیه عمرا از حقش دفاع میکردم...
  • ماهی کوچولو

مادر کلاس هستم !

اولین باری که از یکی از پسرهای کلاس شیمی دفاع کردم فکر کردن یا دوستیم یا دوستش دارم! ولی به مرور دیدن خیر دختر و پسر نداره مهمم نیست سر کدوم کلاس باشیم استادش کیه چقدر خوب و خوش رو یا بد و عصبی باشه بخواد به کسی زور بگه وایمیستم جلوش ! اینجوری شده که از خانوم گل گلی با توجه به اینکه از همه بزرگترم هستم شدم مامان خانوم کلاس ! وااای اگه رفیق جان بفهمه ! یه دونه سولماز میگفت مامان گفت نخیر فقط مامان منی ... الان فکر کنم بگه نرو دانشگاه اصلا مامان خودم بمون فقط ! 
  • ماهی کوچولو

یعنی میشه؟

از دیروز استرس شدید داشتم برای کلاس فارسی چون یکی از پسرهای کلاس خیلی حس بامزه بودن میکنه و خب خیلی هم مسلط نبودم یعنی در اصل دو تا نقدی رو که میخواستم بازگو کنم فقط یه دور رو خوانی کرده بودم نقد ارمیا هم که واقعا نفهمیده بودم ! البته در نهایت با همکاری خاله ریزه فهمیدم و تونستم به زبان ساده و خودمانی بیانش کنم 

صبح هم تازه توی وبلاگ ویار تکلم یه مطلب پیدا کردم مربوط به همون موضوع ارائه ام و شروع کردم با رنگ صورتی خرچنگ قورباغه نوشتنش! که یه جوری حفظش کنم رسیدم دانشگاه شروع کردم برای دوست جان ها ارائه رو گفتن ! بهشون میگم خدایی من یادم نمی مونه کدوم نقد مال سایت رهبری بود کدوم مال شهرستان ادب اصلا اسم شهرستان ادب یادم نمی مونه گفتن رسیدی به نقدها ما علامت میدیم یادت بیاد وااای فکرشم نمیکردم جدی بگن ! یعنی وسط کنفرانس رسیدم به این قسمت اینا شروع کردن علامت دادن حالا من خنده ام گرفته بود داشتم غش میکردم خلاصه با همه ی اینکه یه قسمتایی از ارائه ام رو تازه صبح پیدا کردم! تو تایم ناهار یه دور روخوانی کردم و وسطش با دیدن دوستام از خنده داشتم منفجر میشدم ! و به وضوح صدام میلرزید ! دو قیقه ی اولش ! وقتی ارائه ام تموم شد استاد برگشت گفت عالی بود خیلی کامل و جامع و مسلط بقیه ام باید همین جوری بیاین ارائه بدین !

حالا اینکه بخیر گذشت و حسابی هم خوشحال و شنگول شدم یعنی میشه یکشنبه ام بیام بگم استاد شیمی مون هم اندازه ی استاد ادبیات مون تعریف کرد؟ با توجه به اینکه تنها استاد مادر فولادزره مون همین یک نفره !!! ولی فولــــــــــاد زره هــــــــــا قشنگ جای تمام فولادزره های عالم رو پر کرده تکی ، انقد داغون هست که کل بچه هایی که باهاش کلاس دارن میگن بیاین بریم بگیم حذف مون کنن یا کلا نریم که خود به خودی به خاطر غیبت حذف شیم ! سختگیر نیستا مطلقا درس نمیده و یکمم آدم نامردیه 

میشه دعا کنین اینم بخیر بگذره؟! یعنی کلا این ترم شیمی بخیر بگذره 

  • ماهی کوچولو

استاد خبیث

سر زنگ ریاضی داشتم به حرف بغل دستیم نخودی میخندیدم یهو استاد گفت شما که میخندی بیا سوال رو حل کن!
انقد به روحش صلوات فرستادم که خدا میدونه! این همه من سر تابع دست بلند کردم که من حل کردم نگفت بیا پای تخته یه دور خندیدما صدا زده بیا پای تخته اونم برای حد لعنت الله علیه
ولی از اونجایی که تازه شروع کرده بود درس رو یه حد خیلی ساده داد و خدا به آقا معلم ریاضیم همون معلم خصوصیم که سکته منو سر فوتبال شاهد بود همون، نه معلم دبیرستانم، هر چی که میخواد بده بیشترم بده 
چون این حدی که رفتم پای تخته دقیقا عین عین عینش رو برام با کلی توضیحات حل کرده بود و خب خدایی خوب درس میداد من یادم مونده هنوز رفتم خیلی هم شیک توضیح دادم زبون درازی کنان البته در دل و با دم خیالی گردو شکنان رفتم نشستم سر جام
اما به هر حال این چیزی از خباثت استادمون کم نمیکنه همینطور که باخت چیزی از ارزش های تیم های ایرانی کم نمیکنه اصولا!!! 
  • ماهی کوچولو

Oligolecithal

خدا بگم چیکارش نکنه همین یه کلمه سه روز تمام اسکول کرده بود منو! حتی یکی از دوستای پزشکم حتی از الانور خودمون پرسیدم!
خلاصه که وقتی یافتمش دوست داشتم جیغ بزنم حس کردم قهرمانم! ولی واقعا دیگه حال ندارم دنبال املای کلمه ایزوله به انگلیسی بگردم! میشه یکی بگه ایزوله لسیتال چطور نوشته میشه؟! 
  • ماهی کوچولو

داشتم به صدات گوش میکردم حواسم به حرفات نبود!

امروز بالاخره چشم مون به جمال استاد ادبیات مون روشن شد اینکه چه مصائبی کشیدیم تا کلاس‌ رو بیابیم بماند
اما انقد صداش قشنگ بود وقتی داشت شعر میخوند اصلا یادم رفت دانشگاه سر کلاسم دستامو گذاشتم زیر چونه ام و با لبخند داشتم صداش رو گوش میکردم اصلا حواسم نبود به حرفاش!
خود استادم فهمید و با سقلمه بغلی به خودم اومدم که استاد میخواست ازم سوال کنه تا من باشم دیگه حواسم پرت نشه ولی خب خدا رو شکر بلد بودم ضایع نشدم اما احتمالش میره فارسی رو بیفتم! چون امروز اصلا نتونستم بفهمم چی میگه هی حواسم میرفت سمت صداش و هی فتبارک الله احسن الخالقین میگفتم
آخر کلاس رفتم بهش میگم استاد شما گوینده خوبی هم می شدین ها کاش رادیو هم برین! میدونین چی گفت؟ گفت گوینده رادیو هم بوده... بعد با خنده به دوستم نگاه کردم میگم دیدی میگم استاد به درد گویندگی میخورن! 
  • ماهی کوچولو

استاد سکته دهندگانیم

امروز کلاس مبانی جانوری داشتیم انقد استادش عشق بود انقد دوست داشتنی بود نتونستم کنترل احساسات کرده بعد از پایان کلاس یهویی رفتم بغلش کردم گفتم عاشقتون شدم که... سکته زد رسما
دوستامم از خنده داشتن بیهوش میشدن! ولی خدایی خیلی جیگره استادمون کاش تند تند سه شنبه بشه 
  • ماهی کوچولو

سوسک

پسرم پسرای قدیم! سوسک اومده تو کلاس جیغ میزنن عین دخترا بچه های اکیپ مام نگران بودن اداشون باشه و بخوان سوسک رو بندازن رو ما چون ردیف جلوشون بودیم و راحت میشد ولی واقعا ادا نبود داشتن سکته میکردن! خدایی سوسک ترس داره؟! 
  • ماهی کوچولو

دستم شکست

به عمرم انقد زیاد و تند مجبور نشده بودم بنویسم و نمودار بکشم خدایی روز اول دانشگاه ترم اول از 7:40 تا 9:50 فیزیک داشته باشی استادتون هم بعد بیست دقیقه تهدید خیلی خفن از هشت تا آخرین ثانیه نه و پنجاه جزوه بگه انصافه؟ تازه بگه جلسه بعدم امتحان میگیره؟ حالا خوبه شنبه بعدی تاسوعاست
بعدش فقط ده دقیقه استراحت کنی بری سر کلاس بعدی و استادشم تقریبا دو دقیقه بعد بیاد یه ربع معرفی کنه و تا یازده و نیم بدون مکث جزوه بگه و از یازده و نیم تا دوازده مسئله بده؟ آیا انصافه؟ تازه خوبه رشته ما مثلا زیست شناسیه اسمش اینجوری روز اول با ریاضی فیزیک ترکیدیم
البته از حق نگذریم خیلی خوب و با حوصله توضیح میدادن و سوالات رو رفع اشکال میکردن بعدم که جالب تر این که جفت شون فارغ‌التحصیل دکتری صنعتی شریفن! انصافا برام قابل باور و هضم نیست باید سند رو کنن!
بعدم خدا بیامرزه اموات یکی از پسرای کلاس رو! همون سر صبحی سوتی داد یکی از دخترا رو با استاد اشتباه گرفت و هول شد و بخاطر دیر اومدنش معذرت خواهی کرد و عین گچ دیوار سفید شد طفلک مظلوم بعد که دختره گفت منم دانشجو هستم سرخ شد سر به زیر رفت نشست ته کلاس ولی دیگه بقیه همه داشتن از خنده هم دیگه رو میزدن
  • ماهی کوچولو

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan