یاد باد آن روزگاران

قدیم ندیما یک بنده خدایی رو دوست داشتم مثل تایلانگ بود :)) بعد میدونست چقدر از فیزیوتراپی بخاطر اتصال برقش فراریم گفت بیا خودم تمرینت بدم نری فیزیوتراپی :دی منم گفتم چشم چشم اما با اولین درد شدیدی که حس کردم توی پام منصرف شدم و گفتم نمیـــخوام :/.
با نمیخوام گفتن من خیلی ناگهانی دچار تغییر و تحول شد و تبدیل شد به شیفو! و بعد از کلی فکر دید فقط پاندای کنگفوکار نیست که با غذا آموزش داده شد منم پاندام :دی 
نتیجه اینکه بخاطر یه وعده غذا یا یه ذره تنقلات کلی مجبور شدم تمرینای کششی و تعادلی کنم :/ ولی خدا خیرش بده نتیجه اش شد تعادلی که کسی که هر چند قدم میخورد زمین الان خیلی راحت میتونه لی لی کنه میتونه تمرین درخت یوگا رو انجام بده :) 
دلم برات تنگ شده تایلانگی که شیفو شدی برام :) 
  • ماهی کوچولو
پات خوب شده دیگه ماهی؟؟؟
نیت کردی دوباره بزنی بتروکونیش ؟:)
بلههه
نه :))) 
جمعه ۲۷ مرداد ۹۶ , ۱۱:۰۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
الان یکی پیدا میشه بپرسه: پاندا کنگفوکار کی بودی تو؟!! :-)))
پاندای تای لانگ جانم
شکمو :)
:)) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan