باز این چه شورش است که در خلق عالم است

جانم مامان :دی

+ درس خوندی؟ 
- نصفش خوندم
منتظر شامیم
مامان گف پیتزا بگیر 
دفعه قبلی دوست داشته انگار
+ مامان باحالی داری
- خیلی، کلی هم کل کل کردیم
سر زن گرفتن
من داشتم غر میزدم یه بند
رفت شیرینی آورد از تو یخچال
گفت بگیر بخور اینو غر نزنی بلکه انقدر
+ عزیزمممم :))
- گفتم راحت باش عزیزم، بگو خفه شو خب
+ نه خواستن قندت نیفته درس میخونی و نق میزنی 

خدا شانس بده مردم چه مامانی دارن :)) 
  • ماهی کوچولو
چرا یه مدلی نوشتی که من هنگ کنم؟ :| :))
:)) 
الان کجاش رو هنگ کردی؟ 
يكشنبه ۵ شهریور ۹۶ , ۰۰:۱۸ سایت تفریحی چفچفک
منم نفهمیدم
:) 
چیز خاصی نیست 
ماهی منم یکم ذاتا کج فهمم :))
:)) 
دور از جون
چیز خاصی نیست یه مکالمه است خواستم یادگاری بمونه برام
آقا حل شد گرفتم قضیه رو :)))
هنگ بودم که خب الان کی داره حرف میزنه باهات؟ که خب چشمم خورد به برچسب پست فهمیدم چته و با یکی غیر از مامان داری حرف میزنی -__-
خب شکر خدا
:)) رفیق محترمه بابا
من و مامانم سر زن گرفتن کل میکنیم آخه؟ :)) دخترمااا
يكشنبه ۵ شهریور ۹۶ , ۱۰:۵۶ یک عدد منِ سرکش ...
یکم متوجه نشدم :) 
:دی
مکالمه من و یکی از بهترین رفقای زندگیمه چیز خاصی نیست 
:))
منم اولش نفهمیدم چی شد ولی دوباره که خوندم فهمیدم :))
بهت افتخار میکنم :)) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan