تبصره نداریم برای پیرمرد پیرزن ها؟

دیروز راننده ای که داشت من رو میرسوند پیش خورشید و نارخاتون بی نهایت دوست داشتنی و عشق بود :) خیلی خیلی مهربون و صبور این رو میگم چون واقعا من کلافه میکنم راننده های آژانس رو :دی
ولی این بنده خدا با اینکه من اول تغییر مسیر دادم بعدم گفتم 6 یا 7 دقیقه و بیست دقیقه تو گرما معطلش کردم تازه بنده خدا اون از من عذر میخواست که مجبور شده ماشین رو بخاطر اینکه خیابون پرتردد و باریک بوده یکم پایین تر نگه داره
و وقتیم بخاطر بی حواسی و بی دقتی باعث شدم چند دور بلوار رو دور بزنه تازه من از رو مپ ببینم ای داد بیداد حواس نیست که کوچه مورد نظر تو خیابون 16 آذر بوده :) خیلی خونسرد رفتار کرد و میخندید برخلاف خیلی هاشون که ناراحت میشن اخم میکنن که خانوم چرا دقت نمیکنی چرا مسیر رو عوض میکنی چرا لفتش دادی و... :/
باور کنین انقدر رفتارش خوب بود و به جز این نگاهش و حالت موهاش شبیه بابابزرگم (گاد پاور) بود دوست داشتم بغلش کنم :دی فقط حیف اسلام فکر کنم قبول نمیکرد این رو :دی یه تبصره بذارین دیگه :/ واقعا سخته اینکه بخوای راحت از کنار بعضی پیرمرد/پیرزنای نامحرم بگذری :| البته پیرزن که به من نامحرم نمیشه ولی خب در کل تبصره لازمه :(
  • ماهی کوچولو
ماهی چرا واسه هر جایی رفتن یه داستانی داری ؟ :)))
نمیدونم والا :)) 
تو این مورد تبصره نمی خواد که :) تو کار دلی ت رو بکن.. قاضی حاذقه.. خودش عفو میکنه :دی
من اینجوری فکر نمیکنم :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan