باز این چه شورش است که در خلق عالم است

سیزدهمین عکس سه در چهار

١. باز تو مجلس ختم ازم خواستگاری کردن! این سری مادر پسر مستقیما به خودمم گفت! منم خیلی شیک و مجلسی گفتم من قسم خوردم با ترک جماعت ازدواج نکنم! 
٢. دیروز یقین پیدا کردم فامیل ما شخصیت سیاه نداره ولی پر از شخصیت های سفیده که وقتی لج کنن یا غرورشون رو جریحه دار کنی برات میشن خاکستری! خیلی فکر کردم براتون مثال بزنم ولی چیزی که قابل گفتن باشه به ذهنم نرسید
٣. تو ترافیک ماشینای اطراف رو دید بزنین خیلی سوژه های باحالی می شه دید
۴. بهترین اتفاق روز ختمم حرفایی بود که رفیق جانمان زد انقد ذوق کردم انقد ذوق کردم که خیلی ناگهانی از حالت ولو در اومدم و ذوق زده یه آهنگ شاد گذاشتم و شروع کردم باهاش خوندن یعنی دوست داشتم خونه بودیم میتونستم جیغ بزنم برقصم هوووف مردم تا برسیم خونه
هم از اینکه اون حرفا رو زده بود و من مخاطب اون حرفا بودم ذوق زده شده بودم هم اینکه بالاخره تونست بعد n سال محبتشو کلامی هم ابراز کنه دیگه داشتم نگران میشدم!
۵. موقع شام انقد خسته بودم انقد خسته بودم که یه چیز سیاه جلو چشمم رژه میرفت! میدونستم توهم و خطای دیدمه ولی دوست داشتم باهاش بازی کنم سعی کنم بگیرمش :))
  • ماهی کوچولو
1-چه عجیب!!

2-باز هم جای شکرش باقیه!!
3- خوشم نمیاد!
4-تا باشه شادی و ابراز احساس و محبت دوست
5- حرفی نیست

+موفق باشید!!
١. واقعا عجیب خصوصا که سری پیش خیر سرم صاحب عزا بودم بعد رفتن از خاله ریزه ام که اونم صاحب عزاست منو خواستگاری کردن
۴. ان شاء الله حسش رو همه تجربه کنن
+ سلامت باشید 
آخرش مجبو می‌شید با ترک وصلت کنید😆
تا اونجایی که میتونید ولی دوری کنید از وصلت با ترک😐
نه چنین اتفاقی نمیفته
من که ترجیح میدم تنها زندگی کنم ولی با ترک نه :/ تازه خانواده پدریم ترکن همه
اتفاقا منم باید الان تو مراسط ختم بودم که نیستم دیگه... جدی؟ تو مراسم ختمم پس دنبال کیسن لامصبا =))
نمیگذرن حتی از ختمم دیگه :)
نمیخوام نژادپرست باشم ولی خودمم دید خوبی رو بعضی از اقوام ندارم. نه این که بگم همشون بدن... نه... ولی حالا یا از شانس بد منه یا بخت بد و... بهم ثابت کردن که میتونه وصلت ناخوشایندی بشه ترکیبمون با هم.

اصلشم همین میتونه باشه... یه آدم خیلی خیلی خوب وقتی لج میکنه و عصبی میشه به بدترین آدمی مبدل میشه که هیچکس تصورشم نمیکنه. گاهی همون بهترا از خوب بودن خسته میشن شاید که یهو خودشونُ نشون میدن تو حالتای بد. 


منم دوست نداشتم باشم مجبوری رفتم
بله جدی
بله هستن برای من تا حالا دو بار پیش اومده!
میدونی من قبول دارم خوب و بد همه جا هست اما یه چیزایی فرهنگ یه منطقه است من از فرهنگ حاکم برترکا میترسم!
بله قبول دارم
عاقا مگه ما ترکا چه بدی ای کردیم؟😢😥
هیچی ما خودمونم ترکیم
ولی از رفتار عموم مردای ترک با زن هاشون بدم میاد یعنی به نظرم عموما به همسران شون بد رفتارن
منم تفکرم مثل تو بود ولی الان که همسرم لره فهمیدم اشتباه می کردم.
ترک ها خیلی خیلی بیشتر از لرها به زنشون اهمیت میدن.
حداقل تا جایی که من دیدم اینجوریه.

همه جا همه جور انسانی هست میشه استثناهایی هم باشن
البته من لرا رو هم تایید نمیکنم :) 
بهتون تسلیت میگم
خدا رحمتشون کنه
ممنونم
خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه 
حرف ترک و لر توی کامنتا شد؛ گیلک‌ها چطورن؟ :)) 
3.همیشه همینکارو میکنم، البته نه دید زدن به اون معنیش :دی ولی چیز خاصی هم ندیدم‌؛ جز بچه‌هایی که چسبیدن به شیشه و جالبن کلا :|
5. من بچگیم خیلی با پرتو نور - نمی‌دونم اسم دیگه‌اش چیه - بازی می‌کردم. یادش به‌خیر. مزه میده :دی
برخورد نداشتم باهاشون نظری ندارم
٣. من ولی کلی سوژه دیدم دیروز
۵. منم اسم دیگه اش رو نمیدونم واقعا مزه میده
1. یعنی نیاییم خواستگاری؟؟ :(
3. کار همیشگی من شده با بچه هاشون دوست شدم. بهشون فکر کردم. به مردی ک شیشه رو داد پایین و سیگار رو انداخت زمین. به اون پسره که از بس زل زده بودم منتظر بودم بگه: چیه شناختی؟؟ و...
١. :)) ناراحت نشو ولی بله‌؛ من کلا به ازدواج با ترکا نمیتونم فکر کنم حتی!
٣. دوست شدن با بچه ها ^__^ تو مورد آخر من میگم چیه شناسنامه بدم؟ :/
برم برا پسرم دنبال یه دختر دیگه بگردم. :)
برو خواستگاری دلژین :)) بخت گشاست
کیه؟؟ نمیشناسم آخه؟؟
http://delzhin.blog.ir

این آدرس وبشه
منم تازه آشنا شدم باهاش
وای ماهی چه عجیب کلی خندیدم برا پستش :))
:)) خیلی
واسه همین میگم برو خواستگاریش :)) پسرت عاقبت بخیر میشه
سلام علیکم 
کلا مجهول و مجمل بود :| 
ولی آخری خیلی باحال بید چون مام گرفتارشیم :|
سلام
هر جا ابهامی دارین بپرسین
فکر کنم هر کس خستگی شدید رو تجربه کرده باشه اینم تجربه کرده
۱ دوستی میگفت اگ رک باشی هم به خودت لطف بزرگی کردی هم طرفت :)
من یه زمانی خیلیییییی رک بودم انقد رک بودنم دل شکوند کمش کردم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan