ماهی گفتم بیا صبحانه بخور

داشتم تو خیابون دبیرستانم راه میرفتم رو در رو شدم با ناظم حال و احوال و کجا میری و اینا همینجوری صحبت کنان رفتیم سمت مدرسه دم در مدرسه ناظم گفت اگه عجله نداری و صبحانه نخوردی بیا بریم باهم صبحانه بخوریم گفتم عجله که ندارم صبحانه هم هنوز آدم نشدم! گفت پس بیا گفتم ممنون میل ندارم یهو اخم کرد گفت ماهی گفتم بیا صبحانه بخور هیچی دیگه ترسیدم بکشه منو رفتم؛ یه مزه ای داد که نگو
ناظم مون رو خیلی دوست دارم در عین بداخلاق بودن و اخمالو بودن همیشه ی همیشه ی همیشه مثل مادر بود برای همه مدرسه! از وقتی فهمیده بود اکثریت بچه ها صبحانه نخورده میان قانون گذاشته بود صبح تو مدرسه صبحانه میدادن و باید میخوردیم! خدا زیاد کنه این مدل ناظما رو 
  • ماهی کوچولو
خدا نگهش داره واستون😆
متشکرم
چه عالی، صبحانه خیلی مهمه ولی من خودمم بیشتر مواقع بدون صبحانه میزنم بیرون :|
جالبه همه میگیم نخوردنش بده ولی نمیخوریم 
والا ما از این ناظما ندیدیم. :|
چه باحال بوده.
ناظم دبستانم رو یادم نیست فقط یادمه قد کوتاه بود
ولی ناظم راهنمایی و دبیرستانم فرشته بودن اگه کسی بهشون بی احترامی کنه برام مثل اینه به خانواده بی احترامی کرده باشه البته راهنمایی سه تا ناظم داشتیم عشق ترین شون معلم فرزانگان مونم بود نفس من بود و هست ^__^
چه ناظم خوبی :) خدا حفظ‌ش کنه.

خیلی خوبه
ان شاء اللّه خدا آدمای خوب زندگی شما رو هم حفظ کنه 
خط دوم نوشته‌ات رو متوجه نمی‌شم:
« گفتم عجله که ندارم صبحانه هم هنوز آدم نشدم! »

صبحانه هم هنوز آدم نشدم یعنی چی؟
من دبیرستانی هم بود صبحانه نمیخوردم صبحانه هنوز آدم نشدم یعنی هنوزم وقتی باید صبح زود برم بیرون نمیخورم که بیشتر بتونم بخوابم
من ک از ناظما متنفرم :| راپورت چی های مزخرف :| مخصوصا این آخری دبیرستان 
ما ناظم هامون خیلی خوب بودن خیلی زیاد
اتفاقا من خیلی‌خوب صبحونه می‌خورم :)
الان که گفتی فهمیدم جمله می‌خواد چی‌ بگه ولی از لحاظ ساختاری باز هم درک نمی‌کنم!
گفتم: عجله که ندارم، صبحانه هم هنوز آدم نشدم؟
خوش به حال تون پس!
از لحاظ ساختاری من نوشتنم داغونه شما سخت نگیر
والا ما که از این شانسا نداشتیم
تو دانشگاهمون هم یکی دوتا از اساتید مهربون بودن بقیه همه دنبال مشکلات زندگی خودشونن


پس من خیلی خوش شانسم
استادها همین که عوضی نباشن راضیم ازشون :/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan