وای نه باز مدارس باز شد

پشت خونه ما یه دبستان دخترونه است امروز جشن دارن و من دوست دارم گریه کنم چون با صدای جیغ کلی بچه از خواب پریدم
این یعنی روزایی هم که کلاس ندارم قراره با صدای جیغ بیدار شم! و پیش بینی میشه به زودی اینجانب بر اثر سکته جان به جان آفرین تسلیم کنم 
  • ماهی کوچولو
خدا بهتون صبر بده!!!!!!!!!
ممنونم ان شاء اللّه 
آخی :))

دور از جونت! نگو از این حرفا!
نمیدونی با چه ترسی بیدار شدم که :)) فکر کردم طوری شده :)) 
آخ آخ آخ
درک میکنم .. خونه مام کنار مدرسه بود ...
خیلی بده
بدتر اینکه یه سمت دیگه خونه ام پادگان باشه :))
یه روزایی هم با مراسم پرچم این سربازای محترم وطن بیدار میشم :| ولی خب اون رو اعتراض ندارم چون انقد زوده که میشه نماز صبح خوند :)) به جای ساعت اذان ازش استفاده میکنم :دی
اوه اوه . هر روز مراسم صبحگاه و شامگاه !
واقعا زندگی براتون مهنا داره؟
دیگه عادت کردیم صدای پادگان رو داریم 17 سال تحمل میکنیم 
اخ اخ :)
دور از جونتون :) 
در جواب دور از جون چی میگن؟ میگن مرسی؟ :)) 
ما نیز به درد شما دچاریم...همدردیم 
حالا بچه ها ک خوبن این معاوناشون میکروفونو برمیدارن هی حرف میزنن..
امان از معاونا خدا بگم چیکارشون نکنه :/
یه بار یکی نوشته بود :
آهای پدر و مادر  محمد رضا عسکری چقدر  بچتون تو مدرسه شلوغی میکنه ناظم فقط اسمشو از بلند گو داد میزنه
بعد نوشته بود اونقدر فوروارد کنید برسه دست والدینش

ما خونمون تا حالا کنار مدرسه نبوده ولی انگار بد  مصیبتیه  خدا صبر بده
:))))
من این مشکل رو با یکی از سربازا دارم دائم اسمشو صدا میزنن :/

ان شاء اللّه تجربه اش نکنین
ممنونم 
وای چقدر بده
خیلی
جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۳:۱۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
بغل گوشم یه دبستان پسرانه هست! یه ساعت سرکلاسند و سه ساعت تو حیاط:|
:)) چه ستمی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan