یعنی میشه؟

از دیروز استرس شدید داشتم برای کلاس فارسی چون یکی از پسرهای کلاس خیلی حس بامزه بودن میکنه و خب خیلی هم مسلط نبودم یعنی در اصل دو تا نقدی رو که میخواستم بازگو کنم فقط یه دور رو خوانی کرده بودم نقد ارمیا هم که واقعا نفهمیده بودم ! البته در نهایت با همکاری خاله ریزه فهمیدم و تونستم به زبان ساده و خودمانی بیانش کنم 

صبح هم تازه توی وبلاگ ویار تکلم یه مطلب پیدا کردم مربوط به همون موضوع ارائه ام و شروع کردم با رنگ صورتی خرچنگ قورباغه نوشتنش! که یه جوری حفظش کنم رسیدم دانشگاه شروع کردم برای دوست جان ها ارائه رو گفتن ! بهشون میگم خدایی من یادم نمی مونه کدوم نقد مال سایت رهبری بود کدوم مال شهرستان ادب اصلا اسم شهرستان ادب یادم نمی مونه گفتن رسیدی به نقدها ما علامت میدیم یادت بیاد وااای فکرشم نمیکردم جدی بگن ! یعنی وسط کنفرانس رسیدم به این قسمت اینا شروع کردن علامت دادن حالا من خنده ام گرفته بود داشتم غش میکردم خلاصه با همه ی اینکه یه قسمتایی از ارائه ام رو تازه صبح پیدا کردم! تو تایم ناهار یه دور روخوانی کردم و وسطش با دیدن دوستام از خنده داشتم منفجر میشدم ! و به وضوح صدام میلرزید ! دو قیقه ی اولش ! وقتی ارائه ام تموم شد استاد برگشت گفت عالی بود خیلی کامل و جامع و مسلط بقیه ام باید همین جوری بیاین ارائه بدین !

حالا اینکه بخیر گذشت و حسابی هم خوشحال و شنگول شدم یعنی میشه یکشنبه ام بیام بگم استاد شیمی مون هم اندازه ی استاد ادبیات مون تعریف کرد؟ با توجه به اینکه تنها استاد مادر فولادزره مون همین یک نفره !!! ولی فولــــــــــاد زره هــــــــــا قشنگ جای تمام فولادزره های عالم رو پر کرده تکی ، انقد داغون هست که کل بچه هایی که باهاش کلاس دارن میگن بیاین بریم بگیم حذف مون کنن یا کلا نریم که خود به خودی به خاطر غیبت حذف شیم ! سختگیر نیستا مطلقا درس نمیده و یکمم آدم نامردیه 

میشه دعا کنین اینم بخیر بگذره؟! یعنی کلا این ترم شیمی بخیر بگذره 

  • ماهی کوچولو
همیشه با شیمی مشکل داشتم. -_-
اینم می‌گذره آبجی. :)
من عاااااااااااااااااشق شیمی هستم
ولی امان از استادش :'(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan