خیلی بی مقدمه و یهویی!

خیلی زیـــاد دوست داشتم حریر عزیزم رو ببینم تا اینکه امروز این پستش رو دیدم ... سریعا بهش پیامک دادم سلاممم کی اومدی تهران؟ :) چرا نگفتی ناقلا خلاصه اینکه گفت هنوز جلو تئاتر شهره زنگ زدم بهش و دیگه قرار شد انقلاب هم دیگه رو ببینیم نیم ساعت شد کلا... ولـــی خیلی خوشحالم که دیدمش خیلی حس خوبی بود واقعا مثل همین حریر میمونه خیلی لطیف و دوست داشتنیه

بعدش هم موقع برگشت یکی خیلی یهویی عطر زد به لباسم ! میخواستم بزنمش عطرش خیلی خوشبو بود و خریدم اما حرکتش خیلی زشت بود اومدیم و من آسم داشتم...

بی ربط نوشت : همیشه شاکیه چرا زن ها و دخترای دیگه هی میگن عاشقشن ! و درک نمیکنه حق دارن خب هر انسان عاقلی عاشقش میشه حتی یکی از پسرای وبلاگی متاسف شده چرا دختر نیست ! و البته جای اونی که دوستش داره نیست !

هر سری که نق میزنه نگران میشم یه روزی از دست منم خسته شه ولی هر بار خودش تاکید میکنه خودت رو با بقیه مقایسه نکنی مرض قند گرفتم افتادم مردم بدونین دلیلش چی بوده

  • ماهی کوچولو
پس حریر ماهی رو دیده!! یکیش کشف شد. :)
دلم جفتتونو خواست. :)

بله :)) من اون نفر دوم بودم که هول هولکی دیدش

منم دلم دیدن تو رو خواست *__*
هیچ وقت تجربه دیدن دوستای وبلاگی رو نداشتم به نظر خیلی هیجان‌انگیز میاد*_*

 واااای از این یهویی عطر زدنا خیلی متنفرم-_- حتی اگه بوشم دوست داشته باشم
تو شهر شما کس دیگه ای بلاگر نیست از بچه ها؟

منم ولی واقعا بوش خوب بود برای همین اول نق زدم بهش بعدش خریدمش
عزیزمممم...
واقعا یک دیدار یهویی و هول هولکی اما خیلی دوست داشتنی و شیرین بود‌. واقعا خوشحالم که تونستم ببینمت. همونقدر شیرین و مهربون بودی که انتظارشو داشتم ^_^
مرسی بابت محبتت. دوست داشتنی بودن از خودته خااانوووم :)) :* :* :*

این دیگه چه کاری بود :/ واقعا اگه یکی آسم داشته باشه چی :|

@پری
من که گفتم ماهیه :))
آقا منم دلم میخواد ببینمت. خیلی دوری ولی😭
^__^
قربونت برم لطف داری مهربونی و شیرینی از خودته

این به قول دوستم با پا چک نخورده بوده تو زندگیش
سلام:)
من هم دوس دارم،دوستای بلاگری هم استانیمو
ببینم،بالخصوص پسرهارو....
من تاحالااینجورغافلگیرنشدم
ولی،ملاقات های بلاگریت پایدار:)
سلام
خب قرار بذارین سخت نیست که
من خیلی از دوستای مجازی شهرستانیمو دیدم همشهری که جای خود :))
ان شاء اللّه همینطوری غافلگیر شین
ممنون 
خوب،بعضی پسرها،اصفهانی نیستن
یامن تنبل بازی دراوردم،بایدبرم
باهاشون حرف بزنم ومخشونوبزنم وبپرسم کجایی،هستند
اگرم همشهریمه ،دیگه باهاش تااخرعمرم دوست میمونم
وهرهفته یادوهفته یکبارمیریم توپارکاشهرمون گشت وگذار

ولی دخترها،من سرموجلودخترمیندازم پایین وچشممودرویش
میکنم وحتی میخوام نبینمشون چشم هاالکی میمالم
وکلا،میدونم بارابطه بانامحرم درفضای واقعی ممکنه به
گناه میوفتم ،قیدشومیزنم


ان شاالله،ولی دوستام سرکلاس وتوکارگاه خیلی غافلگیرم کردند
من هم بی پاسخ نمیگذاشتم....
خوب همونایی که اصفهانین
مخ زدن نمیخواد که :)) چقدر شما پسرا سخت میگیرین در صورتی که برعکس باید باشه :))
اگه قرار باشه جنس مخالفی هم باشه باید اکیپی باشه اینجوری احتمال خطرش کمتره 
آفرین
بله،شیطان بدچیزیه:(
خداگفته دیدن نامحرم تیری زهرالودبه طرف
چشم های انسان است
ولی من وهرنامحرمی حتی خودت هم میدونی،
نامحرم ببینی خواه ناخواه،شیطان انسان رابه گناه
میکشد
پس محرمیت درکارباشه،بهتره.....


:)
بله
خب شما با پسرا قرار بذار 
این رسمش نیست دوستان هااااا:(((
دوستان از کادر خارج می‌شوند :))
من ساعت 6 انقلاب کلاس داشتم برای همین دیدیم همو :)
نمایشگاه تموم شد؟ 🙈
چشم بانو:)
بی بلا
دوستان همون خارج کادر بمونن لطفا :)
نه. هست امروز و فردا هم 
هعیییی نمیرسم بیام که :(
دوستان ناراحت و غمگین میرن تو افق
فقط خودم و سها که هر روز صبح سر صف قرار وبلاگی داشتیم یه زمانی D: 
نیم ساعت چیه بابا :/ ما ۵۴ ساعت در هفته تو قرار وبلاگی بودیم D: 
:))) عاشقتم :)))) 
ای بابا منم عاشق خودمم D: 
:)) خلی خل
من که ایران نیستم کلا ...
چه حیف
البته خوبه پرچم بلاگرای بیان تا بلاد خارجه هم بالاست :))
کجا هستین؟ پرچمش رو نمیشناسم یعنی مطمئن نیستم
یه جایی روی زمین خدا
خیلی هم خوب :)
مام رو مریخ خداییم :)) 
والا ما تو شهرمون که خیلی بلاگر داریم اما من مشکل خودمه زیاد اینجا با کسی ارتباط نداشتم تاحالا :))
عین من :)) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan