اشک ها و لبخندها 3

خب از آخر به اول شروع میکنم و اول اتفاق آخر که اشک آوره میگم! البته من اشکم در نیومده هنوز چون هنوز باور نکردم خاله ریزه سرطان گرفته و دکترا گفتن خب خدا بیامرزتت! بهش میگم نمیری ها من تازه دو نفر از اطرافیانم مردن الان نمیتونم تحمل کنم ، براش دعا کنین منم سعی میکنم بهش روحیه بدم و دختر خوب و گلی باشم کمتر حرصش بدم! دعا یادتون نره ها... باشه؟
و امــــا لبخندها دانشجویی می باشم آینه ی دق طور ! از زمان حرکتم گرفته تا درس خوندنم امروز سر زنگ جانوری تنها کسی بودم که درس خونده بود بعد به اصرار من صاف رفتیم نشستیم جلوی استاد که وقتی خواست درس بده من این اسامی رو چرت و پرت ننویسم! تا دفتر حضور غیاب دید گفت مریم د بعد مریم هم خونده بود ولی دقیقا همین تریپانوزوم لعنتی نرفته بود تو مخش یه چیز عجیبی میگفت استادم ب بسم الله گفت عامل بیماری خواب چیه؟ علائم بیماری چیه؟ و ناقلش چیه؟ این بنده خدام هول شد دیگه هیچی ... که من شروع کردم دفاع و توجیه که استاد میدونم این حرفا مال دبیرستانه ولی خب ما ترم اولیم سخته عادت نکردیم امروز امتحان فارسی داشتیم نشده بخونیم خلاصه که نپرسید ولی تاکید کرد هفته بعد میپرسه و هر کس ندونه منفی میده
بعد کلاس جانوری چون حنانه جانم هم هنوز کلی سوال داشت از من که چی شد چی شد اینطور شد سه تایی رفتیم رستوران نزدیک دانشگاه مریم گفت این هفته من میخوام غذای محبوب تو رو سفارش بدم بعد منم گفتم پس منم غذای تو رو سفارش میدم حنانه هم فکر کنم ده بیست سی چهل کرد انقدر که سریع گفت چی میخوره ! یعنی من عمرا بتونم به اون سرعت تصمیم بگیرم مگه لازانیا موجود باشه که نمیدونم چرا هیچ وقت نیست ! خلاصه آقا چشم تون روز بد نبینه هر سری که من سفارش میدادم یه غذای معقول میاوردها این سری ازش روغن و سس میچکید مریم گریه اش گرفته بود! میگفت من شانس ندارم هر جا میریم غذای منو چرب تر درست میکنن !
بعد مریم که حق داشت نتونه بخوره ولی سر همین که من همیشه غذامو تا ته میخورم گفت انقد خوشم میاد از غذا حوردنت دوست دارم تو غذا بخوری نگاهت کنم ! حالا قراره یه بار شام برم خونه شون و مامانش کلم پلو بپزه ! که قشنگ باباش بهش بگه دوستت رو الگو کن!!! دیگه یه سری چرت و پرتم گفتیم که از اون حرفایی محسوب میشه که هر دختری با دوستای صمیمیش میزنه و اگه لو بره آبروشم میره 
بعدش من و مریم امتحان فارسی داشتیم رفتیم سر کلاس بچه ها داشتن هی سوال میکردن این چی میشه اون چی میشه و من جواب میدادم هی میگفتن برسونیا منم قول دادم برسونم فکر همه چیم کرده بودیم جز اینکه استاد چون خیلی خاص و ویژه منو دوست داره کلا جدام میکنه از همه !!! قشنگ تابلو بود فهمیده میخوایم تقلب کنیم ! خلاصه که یقینا اولین میان ترم بیست میشم که البته خب خسته نباشم! امتحان فارسی بود دیگه !!!
حالا شنبه امتحان فیزیک دارم یکشنبه هم امتحان گیاهی و شیمی قراره رفیق جان فردا 7 صبح بیدارم کنه شروع کنم درس خوندن که بلکه شاید فیزیکم بیست شدم مثلا اون دوتای دیگه هم از حالا میگم یقینا اگه بی دقتی نکنم بیست میشم ! میمونه غول اعظم ریاضی ! این میان ترم ها تموم شه میخوایم اکیپی بریم کله پاچه بخوریم ! همچین شکموهایی هستیم پایان امتحانات رو با کله پاچه جشن میگیریم رژیمم داریم تازه!
خب بازم تاکید میکنم دعا برای خاله ریزه یادتون نره هااا !
  • ماهی کوچولو
اگر لایق باشیم
دعا میکنیم ، چشم
ممنونم :) :*
حتما حتما دعاش میکنم :)) 

از هیچ چیز به اندازه امتحان بدم نمیاد -___- 
مرسی :) :*:*:*:*

من از عباسی بیشتر بدم میاد :)))))))
عزیزم...
دعا می کنم حتما...حتما...

بوعلی منی دیگه. هی همه بیستا رو میخوای درو کنی. درود بر شرفت😁😍 

موفق باشی عزیزم :*
ممنونم :) :*

^__^ بله بله اصلا قراره شاگرد اول بشم :))
سلامت باشی عزیزم تو هم موفق باشی 
خدای بزرگ و مهربون مراقبِ خاله ریزه آبجیِ ما باش. :)

آخ گفتی امتحان و زخمم تازه شد. :|
ممنونم برای دعات :)

:)) 
چهارشنبه ۱ آذر ۹۶ , ۰۸:۰۲ آقای دیوار نویس
چشم حتما دعا میکنیم.....

باز گیر دادین به این استاد بدبخت :|
ممنونم :)

عباسی رو میگین؟ :)) 
چهارشنبه ۱ آذر ۹۶ , ۰۸:۴۸ آقای دیوار نویس
آره.... تو کامنت آنشرلی...
بدخت این عباسی :) 
:دی
حقشههه :)) 
دعا اثر داره
چشم
بله همینطوره
ممنونم
من حتما براشون دعا میکنم
إن شاءالله که هر چه زودتر حالشون خوب بشه

+ چه لبخندیجات خوبی بودن (:
من از خوندنشون ذوق کردم هرچند همش فکرم پرت میشد سمت چند تا خط اول...
ممنونم :)

عزیزممم مهربون :*:*:*
حتما دعا میکنیم عزیزم
ایشالا که زود خوب میشن 

اه فارسی و گیاهی-_-  -_-  -_-
موفق باشی :))

ممنونم :):*
ان شاء الله

خوبن که :)) من عاشق گیاهی شدم تو دانشگاه
سلامت باشی عزیزم
دکتر عزراییل نیست که زمان مرگ تعیین کنه برای کسی، به خاله ریزه بگو اینو یادش باشه.
دقیقا :) مرسی جمله خوبیه بهش میگم حتما :*:*:*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan