مرگ حقه عصبانی کردن من یه راهه!

خاله ریزه سه شنبه ها میره کلاس عکاسی امروز آژانس یادش رفت بره دنبالش! و زنگ زده من رو بیدار کرده! که ما یادمون رفته ساعت 5:45 باید اونجا بود ماشین؟ یهو خواب از سرم پرید چنان جیغی زدم سرش که چــــــــــــــــی یادتون رفته؟ سکته زد در جا ! دیگه دردسرتون ندم شمشیری که به نیت همکلاسی و استاد شیمی از غلاف اومده بود بیرون ولی بی استفاده مونده بود رفت تو شکم این آقایی که تلفن آژانس جواب میده احتمالا بیان ببرنم فقط وصیت میکنم لطفا بعد اعدامم صبح زود و عصرها نیاین سر خاکم با سنگ بزنین رو سنگ قبرم و پیس پیس کنین ها خوابم درسته جسمم رو زمین نیست روحم مطمئن باشید یه روح خبیث سرگردان میشه و میاد سراغ تون که چرا بیدارم کردین! 
+ جواب دو تا از میان ترما اومد یکیش رو کامل شده بودم یکیش رو بیست و پنج صدم غلط داشتم و موندم اون پسرای لعنتی ای که من براشون خلاصه های خودمو فرستادم چرا از چهار شده بودن دو و نیم همونا رو هم میخوندن باید چهار رو میگرفتن ! خوبه دو صفحه بیشتر نبود خلاصه های من !
  • ماهی کوچولو
پسرا کلا انیشتن تشریف دارن سوال و جواب رو هم می فرستادی بازم از این بهتر نبود :)))) 

در مورد خواب منم یه همچین شرایطی دارم یا نمی خوابم یا بخوابم یکی بیدارم کنه کلا مختصات جغرافیایی زمان و مکان رو گم می کنم :)
:)) نکته خوبی بود

من موقعیت و اعصابمو باهم گم میکنم :)) 
از بس که خنگن :)
نه از بس که تنبلن و منتظر معجزه
پسر است دیگر :))))
:)) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan