خوبی های دیروز

دیروز انقد عصبی بودم این قسمت از روز رو ننوشتم چون دوست داشتم با اعصاب آروم بنویسم!
1. زنگ جانوری قرار بود درس جواب بدیم و من از استرسش حتی میخواستم نرم اما رفتم و خب میدونین چی شد؟ استاد برخلاف همیشه نرفت پایین و منم که کلی سوال داشتم سوالاتمو پرسیدم و بعدش دو سه تا از بچه هام اومدن رفع اشکال کردن بعد استاد گفت مثل اینکه همگی حسابی آماده این پس من داوطلبی سوال میکنم سوال رو میگم هر کس دوست داشت جواب بده (از کلاس قبلی با زور پرسیده بود ! هیچکدومم نخونده بودن) بعد پرسشش گفت واقعا کلاس شما من رو به وجد میاره کلاس قبلی خیلی بی حالن و تازه دعوا میکنن اینا چیه؟ یهو سارا از ته کلاس گفت وا اینا که جذابن ! کسی که براش اینا جذاب نیست که نباید می اومد این رشته و استاد کلی خوشحالش شد بعد دیگه یکم از این چیزا حرف زدیم و بعد رسیدیم به درس زیبا و جذاب جانوران پر سلولی دارای تقارن دو طرفه و از بین اونا کرم های پهن که دیگه نگم براتون چهارتا رده ی زیبا و جذابن تقریبا همه شون انگلن
  • ماهی کوچولو
چهارشنبه ۸ آذر ۹۶ , ۱۳:۳۷ دل‌آرام محمودی
خیلی هم خوب!
:) 
همه‌تون میگین زنگ فلان یا فقط تو میگی؟
یادمه دوره‌ی ما یه نفر روزای اول دانشگاه گفت زنگ فلان ملت کلی خندیدن که مگه مدرسه است؟!
نه میگیم ما :)) 
حالا اون شعر خاقانی چی بود؟
مرثیه ای که برای فرزندش گفته
پیش استاداتون زیاد از رشتتون تعریف کنید
تو نمره دادن تاثیر داره

:)) چشم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan