عجب بچه ای تربیت کردم

الان یه قرنی هست بعد از جدایی بابا و مامانم من میخوام بابام رو زن بدم هی دختر معرفی میکنم هی بابام خوشش نمیاد خلاصه که درگیریم حتی این مورد آخری که دیگه من گفتم هورااا تموم شد هم نشد که بشه و الان در مرحله ی آشنایی با مورد جدیدیه که خب یکسال از من بزرگتره و من بشدت موافقم و معتقدم اگه واقعا راضیه خانواده اش راضین بابامم راضیه منم که چون نمیتونه مامان بازی در بیاره راضیم پس چیزه دیگه ناراضی یه چیزی !
حالا بابام داشت میگفت فقط نمیدونم درسته یا نه که بعد شنیدن شرایط من سریعا گفتم خیلی هم خوبه یعنی یه چیزایی گفت که دیدم دختره حق داره بخواد با مرد سن بالا ازدواج کنه در واقع تجربه ای مشابه تجربه ی من داشته منتهی مثل من نیست کله اش بوی قرمه سبزی نمیده محتاط شده و به این نتیجه رسیده مرد سن بالا بهتره و دقیقا بسیاری از دلایلش رو قبول دارم و به نظرم خیلی هم دختر عاقلی میاد!
بعد شروع کردم به بابام مشاوره دادن که فلان کن بیسار کن اگه میخوای دختره جوری جذبت شه که دیگه دیگه ! بعد از اتمام مشاوره برگشته میگه خدایی چه دختری تربیت کردم ! و خبر نداره این چیزا حاصل تربیتش نیست حاصل تجربه و مطالعه است! خلاصه که پدرم بعد عده ی کثیری که معتقدن خدا به دخترها رحم کرده من پسر نیستم و گرنه پسر خبیث زبون بازی میشدم از اونا که با وانت نیسان و شلوار کردی هم مخ میزنن حتی ! و خیلی هم پایبند اصول اخلاقی نباشن شاید! و خب میدونین من معتقدم دختر خودش باید حواسش باشه 
نمونه اش اینکه یه بنده خدایی حالا یا واقعا مغزشو از دست داده که به من یه حرفایی میزنه که خب هر کسی بود دلش رفته بود تا حالا، یا نه واقعا قصد زائل کردن مغز منو داره که خب فعلا معلوم نیست و من نشستم ببینم چیکار میخواد بکنه واقعا قصدش چیه هر چند که میدونم ترکیبی از هردوی موارد فوقه! و اینکه خب خبر نداره که خبر دارم و اگه خبر داره خبر نداره که دلم جایی گیره و تلاش هاش بی فایده است و برای من شده صرفا یه موجود رو مخ !
+ نیاین بگین زنان علیه زنان هااا! شما هیچ دختری رو پیدا نمیکنی که واقعا باباش رو دوست داشته باشه و بتونه در موردش منطقی باشه یا مثلا بخواد به فکر کس دیگه هم باشه اولویتش میشه باباش حتی به قیمت یه خرده بدجنسی و علیه هم جنس بودن! 
  • ماهی کوچولو
الان یعنی غیر مستقیم به کردا حرف زدی عامو ؟:|:)
بیام به بچه های بالا  بگم‌ بگیرنت بندازنت تو گونی ؟^__^


+
در مورد کلیت پستت ناچاراً سکوت میکنم :|
ولی امیدوارم مدافع حقوق زنان و دختران پری جانمان بیاد اینجا رو بخونه !!
:)) نه حساس نشو
خخخ نه پوستم حساسه گونی اذیتش میکنه :))
+
آفرین :))
نگران نباش میخونه :)) ولی من متنبه نمیشم :) 
میدونم میدونم چون تو ظالمی ظالم :دی :)))



+
نخیر حساسم و به جامعه بین الملل شکایت میکنم  :|:)
و تو رو هم میگم بگیرن بندازنت تو گونی :|
حالا بیا و ببین :|:))

:))) خیلی هم خوب و ماهم

+
:)) خا شکایت کن 
به نشانه ی اعتراض چیزی درباره پستت نمیگم :|

چون همین الان شلوار کردی پامه توی خونمون کنار بخاری (و عجالتا هیچکدوم از خصوصیاتی  که برای شلوار کردی پوشان گفتین و ندارم) :))
:))
نه نگفتم هر کسی شلوار کردی میپوشه اون قابلیتا رو داره
ولی یکسریا هستن با تیپ شلوار کردی که خو برای دختر جذاب محسوب نمیشه توان این رو دارن مغز دختر رو با مغز یه موجود نازنینی عوض کنن در جا :)) 
دقیقا نکته این ماجرا که ازش غافل هستین همینه که بعضی از دخترا اساسا مغزی ندارن که بخواد جابجا بشه و تنها کاری که میکنن اینه که توی کله شون به  مغز اون موجود نازنین جا میدن :)
نکته ریزی بود که بهش فکر نکرده بودم :/
البته این درمورد هر دو جنس صادقه منتهی دخترا احساساتی ترن بیشتر دیده میشه :/
میشه چند تا از دلایل اون دختر خانوم رو بگی؟ ذهنم خیلی درگیرشد،اصلا درکش نمیکنم:/
مهم ترین دلیلش بچه بازی هایی هستش که تحمل کرده :) 
نکنه همون یکی که یه چیزایی گفته بود و ننوشته بودی همونیه که دلت پیشش گیره؟! (:
متوجه نشدم چی شد :))
هر جا گفتم رفیق جان کسیه که دلم پیشش گیره :)) 
گفتی شلوار کردی و جذابیت و اینا ...

یاد یکی از دوستانم افتادم، سنندج درس می خواند و می گفت مثلا سوار تاکسی می شوی و یک پسری اون جلو هست خیلی پیراهن شیک و خیلی خوشگل و عطر خوبی هم زده . ......

بعد طرف پیاده میشه می بینی شلوار کردی پوشیده بوده (خب تو سنندج خیلی هم خوش تیپ هستند با شلوار این نظرات دوستم هست نه من،‌در جریانی که :*)

رفیق ما می گفت کل آمال و آرزوهایم بر باد می رفت :)))))
واااای :))
اصلا به سکوت وا داشتی منو :)) 
:))
فقط چون خوش حالی مامان بازی درنمیاره؟؟؟:))

یکی از دلایل مهمشه :)) من بکن نکن تحمل نمیکنم دعوا میشه :)) 
میگم ماهی دلت خواهر برادر کوچولو میخوادا تک فرزندی دلتو زده :))
بد جور :)) بعد هی بابام میگه نوه میخوام :)) هی میگم مگه من میگفتم خواهر برادر میخوام گوش دادی؟ :)) حالا قرار شده اول بابا اقدام کنه زشت نباشه بچه من بزرگتر باشه از خاله ها و دایی هاش :)) 
دیووووونه ای دیگه :)
ولی بی شوخی جدی و سفت و منطقی پیش بریدا اختلاف سنی هم باید مدنظر بگیرید، ایشالا خونوادگی خوشبخت باشین :)
:))
نگران نباش حواسمون هست شوخیامو جدی نگیر
من جای تو بودم دختره رو نصیحت می کردم با پدرم ازدواج نکنه نه اینکه پدرم رو نصیحت کنم دل دختره رو ببره
من هنوز دختره رو ندیدم :)) ولی میدونی ببینمش معایب بابامو میگم انتخاب با خودش
اما دلیل نمیشه مشاوره دلبری ندم :)) 
توی یه پست قبلی نوشته بودی که یکی یه حرفی بهم زده ولی ننوشتم اینجا
میگم همونه آیا؟ :) 
نه عزیزم :) اون یه متخصص بود این یه هم دانشگاهی میمون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan