خودمم ترسیدم چه برسه به دوست جان!

امروز یکی از دوستام زنگ زده خونه ما بعد یهو گفت فلان کار اشتباه رو کردم و تنها و تنها از یه چیزی میترسم و دلیل ترسش رو گفت چنان جیغی زدم که خودمم ترسیدم
انقد عصبیم سرم و قلبم داره تیر میکشه! انصافا این بار باید بکشمش هیچ راهی وجود نداره ببخشمش دخترک بی عقل رو...
اگه میشه دعا کنین سر عقل بیاد :/
  • ماهی کوچولو
ای بابا :/
اون خوبه الان؟
تو خوبی؟
اون خوبه
منم بهترم ولی قهرم باهاش
ما که متوجه نشدیم چی شد ولی ایشالا که ایشالا بشه :|
ممنون :)
زنان علیهِ زنان؟!
بله کاری که دوستم کرده جزو همین دسته ی زنان علیه زنانه :/
آدمه دیگه کار خطرناکم میکنه
کارش خطرناک نیست خیلی بی شخصیتی بود خیلی زیاد 
کلمات کلیدی متن از خود متن مجمل ترن که :|
مجمل یعنی چی؟ 
خب الحمدالله
قهرتونم آشتی میشه به زودی :دی
بشرطی که اصلاح کنه خودش رو
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan