حرف های خفه شده ی دلم

قبلا که رفیق جان کمتر دوستم داشت دست و پاش رو کمتر گم میکرد و بهتر میتونست آرومم کنه جدیدا کم مونده بشینه باهام گریه کنه ! و این اصلا خوب نیست البته خیلی هم بد نیست چون باعث میشه زود خوب شم چون دوست ندارم گریه کنه ولـــــــی من مدل قدیمش و مدل آنه رو دوست تر دارم با شیطنت و شوخی ...
یکی از بلاگرها یک پستی نوشته بود و نظری دادم و جوابی داد! که خیلی ها گفتن بهم و من قبولش ندارم بخاطر شبای مشابه امشب و دیشب و پریشب و پس پریشب و شب های قبلتر! من شاید بتونم تا حدی غم و غصه رو از خودم دور کنم ولی دائمی نیست و هر شب باید سرک بکشه تو مغز و زندگی من هر شب به شکلی یک شب با دلتنگی برای خودم! یک شب برای اینکه خسته شدم از امتحانات پی در پی زندگی جان یک شبایی هم بخاطر بقیه! مثلا بخاطر جوونی که تازه فوت شده یا رفیق جانی که با من نشسته بد شده تو یه چیزایی!
بهم میگه انقد مظلوم نباش! نمیدونه من مظلوم نیستم خودش ظالمه و من عــــــــــاشــــــــــق
  • ماهی کوچولو

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan