باز این چه شورش است که در خلق عالم است

فاطمه صابری نیا

نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده یه متنی رو بخونین یا آهنگی بشنوید فیلمی ببینید و بگین اوووه من کی با نویسنده ، شاعر ، سناریست این صحبت کردم؟ چطوری انقدر حرف دل من رو قشنگ گفته؟ چند وقت پیش رفتم سایت محبوبم و دیدم یکی از دوستانم که اتفاقا در بیانم فعالیت داشت و جزو لیست برترین های سال 94 بیان اسمش هست یه امضا گذاشته چقدر به دلم میشینه خواستم امضاشو کپی کنم دیدم یکم فانتزی کرده متن رو من خوشم نمیاد خواستم خودم تایپ کنم دیدم حسش نیست اول متن رو با اسم فاطمه صابری نیا سرچ کردم رسیدم به یه سایت که کلی دلنوشته توش بود یکی از یکی حرف دل من تر :دی از همین تریبون ازش متشکرم :)
ساده ی اون متن امضا رو که پیدا نکردم حوصله ی تایپشم ندارم همونی که اوشون گذاشته امضا کپی میکنم بخونید :
ما دخترها برایِ عاشقِ مَردی شدن ، نیازی بـه تیپُ چهره یِ فوق العـاده، قدِ بلنــد یا چالِ عمیقِ گونه، لبخندِ دلبـر و اخمِ جذاب نداریم/. ما دختـرها برایِ عاشق شدن اصلا دنبالِ دلیل نمی گـردیم بی هــوا یکی میاد تو دلمونُ موندگار میشه بدونِ این که در بزنه و مقدمه بچینـه و برامون شعرهایِ عاشقانه بخــونه .. یهــو میادُ، میشه صاحبِ همه یِ دنیایِ کوچیکمون چهارخونه یِ پیراهنش میشـه چاردیواریِ آرامشمون، میشـه دیـوِ داستان هایِ دلبرمون ، مـردِ شعرایِ بی قافیه امون ، میشه شاهِ بی تاجُ تختِ قصـرِ دلمون ما دختـرا یهـو دلمون سـُــر میخـوره سمتِ یه مـردی که نه اسبِ آرزوها رو سواره و نـه قد و بالاش شبیه مدل هایِ اروپایی ، یهــو دلمون میـره واسه سادگیِ لبخندای یه ادمِ معمولی ! یه آدمِ معمولی که هیچیش شبیـه رویاها نیست :) یه مـردی که سادگی از نگاهش و کلمه به کلمه یِ حرفاش میباره یه مــردی که ساده ست ولی "مَــرده" معمولیــه ولی "واقعیه" مردهایِ واقعی شبیه قصـه ها نیستـن اما کلی قصـه بلدن برایِ شب هایی که بی خـوابی و کلی امنیت تو آغوششونه واسه وقتایِ بی پناهی .. دلیلِ عاشق شدنِ ما دخترهـا فقط دیدنِ یه "مــرد" واقعیه و بس .. یه مــردِ واقعـی :) | فاطمه صابری نیا
یه متنم داره درمورد پشیمونی خودتون بگردین پیدا کنین تکلیف شب تونه ! :)) اونم بسی حرف دل بود
حالا شما فکر کن من این متن رو خوندم از شب قبلشم مرتبا کابوس دیدم در مورد یک نفر و کلافه و دلتنگ شدم و یه دل میگه زنگ بزن بهش یه دل میگه زنگ زدی نزدی اگه زدی خودتو بکش بشریت رو نجات بده :)) دارم با رفیق محترم چت میکنم
یهو دیدم اوووف باز همسایه محترم اومده سیگار بکشه تو بالکن :| اصلا عشق و عاشقی یادم رفت :/ و متاسف شدم چرا من مثل مرد عنکبوتی نمیتونم از رو دیوار برم :| لازم و واجب بود برم پایین همونجا سیگارش رو بگیرم بگم نکش آقا نکش برو تو هم مسواک بزن هم یه دوش بگیر کل لباساتم بنداز ماشین لباس شویی اون ادکلنتم بده من بندازم دور خفه کردی ما رو :/
اون که می بینی میگن مرد باید بوی ادکلن تلخ بده همیشه! و ترکیب بوی سیگار و ادکلن تلخ شاعرانه است نشونه ی مرد ایده آل جزو توهمات خیلی خنده دار یکسری دختر دبیرستانیه :| در اصل مردی که همیشه ی خدا بوی ادکلنش انقد شدیده که انگار همین الان ادکلن زده و فرت و فرت سیگار میکشه رو باید دار زد بخاطر بوی گندش :| خصوصا کسی که دقیقا هر وقت من میام بالکن میاد سیگار بکشه :/ عین اون یکی همسایه ی میمون که هر وقت من از بالکن آویزون بودم از بیرون اومده و بالا رو نگاه کرده :| نگاه نکن آقا ستاره شناس که نیستی :/
+ لطفا اگه کسی گفت حلالم میکنی یا بگین بله یا نه هی نگین نگرانم کردی چرا میگی ؟ :| شاید اگه بخواد بگه مجبور باشه به گناه اعتراف کنه که خب درست نیست :/
  • ماهی کوچولو
فضای احساسی متن رو با فضای طنز در آمیختید!!!! کاری به محتوای شاعرانه آن متن ندارم ولی نگارشی بس زیبا بود !!سپاس!!!
کلا من نمیتونم عاشقانه ی بی طنز بگم شاید یه روزی بگردم تو همون سایت دستنوشته های عاشقانه ام رو اینجا بنویسم
لطف دارین در مورد زیباییش
خواهش میکنم!
جمعه ۲۰ مرداد ۹۶ , ۱۵:۱۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
آخه چرا سیگار؟؟؟!!!!
من از اونایی هستم که با بوی سیگار بزرگ شدم و به شدت ازش بیزارم!
چی بگم هر روز از 5 عصر که میاد خونه تا ساعت 3 و 4 صبح که میخوابه هر یه ربع میاد سیگار میکشه
منم با بوی سیگار بزرگ شدم و بهش آلرژی پیدا کردم 
جمعه ۲۰ مرداد ۹۶ , ۱۶:۲۰ سید محمد موسوی
واقعا! چه وضعشه! همش ادکلن تلخ و تند و سیگار. حالم به هم می خوره! مردم مردای قدیم...
شما خونسرد باش
ولی موافقم که مردم مردای قدیم 
من یه روز می‌فهمم خاصیتِ پیرَن چارخونه رو :)) یهو وسطِ همه‌ی متنای دلبردار میاد.

جدا... فکر نمی‌کنن لازمه نفس بکشه آدم؟ :| هم بوی ادکلنش جگرِ آدم ره سوراخ کنه، هم دودِ سیگار؟ اونم نه حتی یکیش؟ خب شش می‌پوکه. 

با اون به علاوه چقدر موافقم. فقط یه سره بگن آره دیگه :( 
امیدوارم خاصیتش رو مثل من نفهمی من بعد از اینکه محبوبم رو از دست دادم فهمیدم امیدوارم تو وقتی داریش بفهمی و از دستش هم ندی چون میشه معضل در این حد که ممکنه مثل من یهو عین فشنگ از این سمت خیابون بدو بری سمت دیگه که چی؟ که یقه ی معشوق رو بگیری و بعد از زدن رو شونه شخص بفهمی اوه هر پیراهن چارخونه قهوه ای رنگ که معنیش معشوق تو نیست... 
گمونم ایشون خودش آبشش داره :)) 
اصلا آره هم نگن به درک فقط نپرسن :'(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan